تبليغاتX
ترانه‌ی نوین

ترانه‌ی نوین

 

شطرنج

 

 

ترانه‌ی شطرنج سروده‌ی روزبه زاده هم‌راه با آهنگی از داریوش، و با تنظیم هومن دپارس نخستین آهنگ آلبوم معجزه‌ی خاموش را پدید آورده است. آلبوم معجزه‌ی خاموش با اجرای داریوش در زمستان سال 1387 انتشار یافت. گرچه در اینسرت آلبوم، نام ترانه‌سرای آهنگ شطرنج، روزبه زاده ذکر شده است، اما آن‌چه از افواه اهالی ترانه شنیده می‌شود ناظر بر این است که ترانه‌سرای این آلبوم روزبه بمانی است و روزبه زاده نام مستعار این ترانه‌سرا برای پیش‌گیری از ممنوع‌الفعالیت شدن و سایر فشارهای احتمالی دستگاه سانسور داخل کشور بر وی است. البته روزبه بمانی ترانه‌سرای آهنگ تصویر رویا از همین آلبوم نیز هست، اما از آن‌جا که آهنگ تصویر رویا عموماً آهنگی عاشقانه تلقی و تأویل می‌شود نام روزبه بمانی به عنوان ترانه‌سرای این آهنگ در اینسرت آورده شده است. با این‌همه از آن‌جا که اطلاعات افواهی همواره و الزاماً درست و قابل اثبات نیست، برای پرهیز از به خطا نرفتن، در این نوشتار از روزبه زاده که نام مندرج در اینسرت آلبوم است به عنوان ترانه‌سرای شطرنج یاد می‌کنیم.

 

بازی شطرنج به دلیل خاصیت مابه‌ازاپذیری مهره‌هایش، چه در گذشته و چه امروز سوژه‌ای مناسب برای تشبیه و استفاده‌ی سمبلیک بوده است. مهره‌ها و قوانین بازی شطرنج توسط شعرا همواره مورد استفاده قرار گرفته است. در عرصه‌ی کم‌سن‌و‌سال ترانه نیز مواردی در باب بهره‌گیری از شطرنج سراغ داریم. نظیر ترانه‌ی شطرنج از زویا زاکاریان با اجرای مهرداد و ترانه‌ی شطرنج با اجرای فرزین. در بخش‌هایی از ترانه‌ی شطرنج با اجرای مهرداد این‌گونه آمده است:

 

من مات ِ مات از بازی ِ

شطرنج ِ عشق می‌آمدم

شاه‌مهره‌ی دل رفته بود

من لاف ِ بردن می‌زدم

من لاف ِ بردن می‌زدم

 

قلعه‌ی دل، اسب ِ غرور

لشکر ِ تار و مار عشق

دادم به ناز ِ رخ ِ تو

این‌همه یادگار ِ عشق

 

گفتم: ببر هر چی که هست!

رقیب ِ جلد ِ چیره‌دست!

گفتی: تو مغروری هنوز

با فتح ِ این‌همه شکست

 

در بخش‌هایی از ترانه‌ی شطرنج با اجرای فرزین هم این‌گونه آمده است:

 

من یه مهره‌ی سیاه

تو یه مهره‌ی سفید

با همه سرگردونی

باز به هم می‌دیم امید

 

من تــو خونه‌ی سفید

تو تــو خونه‌ی سیاه

جابه‌جا می‌شیم و باز

دل‌خوشیمون یه نگاه

 

و در بخش دیگری از همین ترانه که اتفاقاً شباهت‌هایی با ترانه‌ی شطرنج ِ روزبه زاده نیز دارد با این ابیات مواجه هستیم:

 

کی ما رو بازی می‌ده

توی صحنه‌ی ستیز؟

چه کسی سود می‌بره

توی این جنگ و گریز؟

چه کسی سود می‌بره

توی این جنگ و گریز؟

 

دست ِ نامرئیْ کیه

که جدایی میاره؟

از زمین و آسمون

واسه بختم می‌باره

واسه بختم می‌باره

 

********************************************************

****************************************

***********************

 

 

اما پیش‌تر از آن‌که نگاهی اجمالی به ترانه‌ی شطرنج با اجرای داریوش بیندازیم، متن ترانه را مرور می‌کنیم:

 

از پس ِ پرده نگاه کن!

مث ِ شطرنجه زمونه

هر کسی مث ِ یه مهره

توی این بازی می‌مونه

 

یکی مثل ِ ما پیاده

یکی صد ساله سواره

یه نفر خونه به دوشه

یکی دوتا قلعه داره

 

یه طرف همه سیاه و

یه طرف همه سفیدن

روبه‌روی هم یه عمره

ما رو دارن بازی می‌دن

 

اونا که اول ِ بازی

توی خونه‌ی تو و من

پیش ِ پای اسب ِ دشمن

اون همه سربازو چیدن

 

ببین امروزم تــو بازی

میون ِ شاه و وزیرن

هنوزم بدون ِ حرکت

پشت ِ ما سنگر می‌گیرن

 

تاج و تخت ِ شاه ِ دیروز

در ِ قلعه‌شون نمی‌شه

به خیالشون که این تاج

سرشونه تا همیشه

 

یادشون رفته!

یادشون رفته که اون شاه

که به صد مهره نمی‌باخت

تاجو از سرش تو میدون

لشگر ِ پیاده انداخت

 

اون که ما رو بازی می‌ده

اونه که مهره رو چیده

اون که نه شاهه، نه سرباز

نه سیاهه، نه سفیده

 

از پس پرده نگاه کن!

 

 

********************************************************

****************************************

***********************

 

 

فضای سمبلیک این ترانه، این قابلیت را پیش روی می‌گذارد که بتوان به فراخور تأویل، افراد و مفاهیمی را جای‌گزین مهره‌های نام‌ برده شده و موقعیت‌های طراحی شده در ترانه کرد. در نگاه نخست، ترانه‌سرا از قابلیت‌های مهره‌های شطرنج در جهت انتقال منویات خود، بسیار خوب بهره جسته است. شاید نزدیک‌به‌ذهن‌ترین و دردست‌رس‌ترین تأویل این ترانه، تقابل میان مردم ایران و حکومت فعلی باشد. اجازه‌ دهید نخست همین تأویل را تا انتهای ترانه پیش ببریم و ببینیم که آیا تمام این ترانه با فرض تقابل میان مردم و حکومت، قابل تأویل است یا خیر.

 

بنا بر این تأویل، طرف ِ سیاه ِ بیت ِ:

 

یه طرف همه سیاه و

یه طرف همه سفیدن

 

حکومت، و طرف سفید آن، مردم هستند. اما موقعیت‌هایی در ترانه وجود دارد که نمی‌گذارد روند تأویل به همین سادگی به فرجام برسد. برای مثال، بلافاصله پس از بیت فوق، بیتِ:

 

روبه‌روی هم یه عمره

ما رو دارن بازی می‌دن

 

پای گروه دیگری را نیز به میان می‌کشاند و این پرسش را می‌آفریند که: چه کسانی مهره‌های سفید و سیاه را در دو سوی صفحه‌ی شطرنج زمانه به بازی گرفته‌اند؟

 

در بندهای چهارم و پنجم، مشخص می‌شود کسانی که مهره‌ها را بدین گونه چیده‌اند و آن‌ها را به بازی واداشته‌اند (اونا که اول بازی...)، خود در میان مهره‌های اصلی بازی پنهان شده‌اند و از این بازی سود می‌برند(ببین امروزم تو بازی...).

 

بند ششم ترانه، قدری از فضای بندهای پیش خارج می‌شود و از سویی تأویل ما را با مشکل مواجه می‌سازد. بلافاصله با مواجهه با این بند آن‌چه به ذهن متبادر می‌شود این است که مراد از عبارتِ شاه دیروز، محمدرضا پهلوی است و مرجع ضمیر متصل ِ شون در مصاریع ِ در قلعه‌شون نمی‌شه، به خیالشون که این تاج و سرشونه تا همیشه حاکمان فعلی ایران است.

 

بند هفتم ظنّ ِ محمدرضا پهلوی بودن ِ عبارتِ شاه دیروز را تقویت می‌کند. زیرا عامل اصلی سرنگونی محمدرضا پهلوی، یک انقلاب مردمی (و نه جنگ و کودتا و عواملی از این دست) بود. در این بند نیز اشاره می‌شود که: تاجو از سرش تو میدون / لشگر پیاده انداخت.

 

اما آن‌چه مخاطب را با ورود به بند ششم و هفتم قدری آشفته می‌سازد، وضعیت ِ سوم شخص است. در بندهای سوم و چهارم و پنجم، سوم شخص همان کسانی‌اند که مهره‌ها را به بازی گرفته‌اند و خود در میان مهره‌ها سنگر گرفته‌اند. اما در بند ششم و هفتم دیگر حرفی از کسانی که مهره‌ها را به بازی گرفته‌اند به میان نمی‌آید. در واقع در بندهای ششم و هفتم، سوم شخص، حریف ِ ما در بازی شطرنج روزگار است.

 

بند هشتم هم که شرایط را برای تأویل، به کلی بغرنج‌ می‌سازد. اولاً مشخص نیست که چرا افرادی که مهره‌ها را به بازی واداشته‌اند، ناگهان تبدیل به یک فرد می‌شوند! یعنی روبه‌روی هم یه عمره / ما رو دارن بازی می‌دن و اونا که اول بازی... تبدیل به اون که ما رو بازی می‌ده... می‌شود. ما با گردانندگان صحنه‌ی شطرنج سر و کار داریم یا با گرداننده‌ی صحنه‌ی شطرنج؟ ثانیاً در بیت نخست این بند، ترانه‌سرا توضیح می‌دهد که:

 

اون که ما رو بازی می‌ده

اونه که مهره رو چیده

 

خوب، این آیا توضیح واضحات نیست؟ مگر در بندهای سوم و چهارم و پنجم مشخص نشده بود که گروهی مهره‌ها را چیده‌اند و آن‌ها را به بازی گرفته‌اند؟ این توضیح که کسانی که مهره‌ها را چیده‌اند همان‌هایی هستند که ما را به بازی گرفته‌اند، چه کمکی به شفافیت وضعیت می‌کند؟ کجای ترانه، مخاطب را دچار تردید ساخته بود که یک گروه مهره‌ها را چیده‌اند و رفته‌اند و اکنون یک گروه دیگر مهره‌ها را به بازی گرفته‌اند؟

 

یکی دیگر از مسائلی که رمزگشایی سمبل‌های این ترانه را دشوار می‌سازد، وجود نوسان در پرداخت است. به گونه‌ای که در بخش‌ ابتدایی ترانه، وضعیت طرفین بازی شرح داده می‌شود. سپس سخن از مهره‌چینان و بازی‌گردانان به میان می‌آید. آن‌گاه در بندهای ششم و هفتم دوباره وضعیت طرفین بازی تشریح می‌شود و در نهایت در بند هشتم باز هم در باب مهره‌چینان و بازی‌گردانان نکاتی گفته می‌شود. همین نوسان، عاملی برای دشواری بیش از پیش تأویل این ترانه است.

 

گر چه همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، در نگاه نخست، ترانه‌سرا از قابلیت‌های مهره‌های شطرنج در جهت انتقال منویات خود بسیار خوب بهره جسته است، اما در بررسی‌های جزئی‌نگرانه‌تر می‌بینیم که تأویل تقابل مردم و حکومت ما را با ابهامات و تناقضاتی جدی مواجه می‌سازد و نمی‌توانیم تا انتهای ترانه با این تأویل پیش برویم و افراد و موقعیت‌هایی را به‌درستی جای‌گزین سمبل‌ها کنیم. ضمن این‌که مشخص نیست این گروه سومی که مهره‌ها را بازی می‌دهند و خود نیز در میان مهره‌ها سنگر گرفته‌اند، در فضای سیاسی ایران چه کسانی هستند. ما در فضای سیاسی ایران چه فرد یا افرادی را سراغ داریم که مسبب تقابل میان مردم و حکومت باشند، و در عین حال، نه در زمره‌ی مردم باشند و نه در زمره‌ی حاکمان (یعنی خود را در پس ِ پرده‌ی سیاست پنهان کرده باشند و هویت یا سیاستشان برای مردم روشن نباشد)؟

 

 

********************************************************

****************************************

***********************

 

 

حال بیایید ترانه را به گونه‌ای دیگر و از زاویه‌ای جداگانه تأویل کنیم. اجازه بدهید وضعیت راوی و مخاطب را بر روی این صفحه‌ی شطرنج بررسی کنیم و ببینیم که من، تو، ما و اوناهای این ترانه چه افراد یا گروه‌هایی را نمایندگی می‌کنند:

 

حالت اول: فرض کنیم راوی و مخاطب هر دو در یک سوی صفحه‌ی شطرنج قرار دارند. یعنی هر دو در زمره‌ی مهره‌های سفید یا هر دو جزء مهره‌های سیاه هستند. با این فرض، در تأویل این بند دچار سردرگمی می‌شویم:

 

اونا که اول ِ بازی

توی خونه‌ی تو و من

پیش ِ پای اسب ِ دشمن

اون همه سربازو چیدن

 

چرا اسب دشمن؟ در شروع بازی، در خانه‌ی تو و من ِ هم‌راه و هم‌گروه، اسب دشمن چه جای‌گاهی دارد؟

 

حالت دوم: فرض کنیم راوی و مخاطب حریف یک‌دیگر باشند. یعنی یکی مهره‌ی سفید باشد و دیگری مهره‌ی سیاه. با این فرض، به مشکل دیگری برمی‌خوریم. از یک سو طبق گفته‌ی ترانه‌سرا، مهره‌چینان و بازی‌گردانان اصلی در میان مهره‌های هر دو جناح پنهان شده‌اند:

 

ببین امروزم تو بازی

میون شاه و وزیرن

هنوزم بدون حرکت

پشت ما سنگر می‌گیرن

 

و از دیگر سو باید توجه داشته باشیم که این نکته که در بازی شطرنج:

 

یه طرف همه سیاه و

یه طرف همه سفیدن

 

بدیهی‌ است و مسئله‌ی قابل ذکری نیست. اما با توجه به بند پیشینش:

 

یکی مثل ِ ما پیاده

یکی صد ساله سواره

یه نفر خونه به دوشه

یکی دوتا قلعه داره

 

مشخص می‌شود که ترانه‌سرا قصد ارائه‌ی بی‌هدف قوانین شطرنج و وضعیت شطرنج زمانه را نداشته است و سفیدی و سیاهی، ویژگی‌های مثبت و منفی انسان‌هایی که مابه‌ازای مهره‌های شطرنج هستند را نمایندگی می‌کنند. در واقع بنا بر گفته‌ی ترانه‌سرا، در یک سوی شطرنج زمانه، صاحبان ‌قدرت و ‌ثروت –و به عبارت دیگر حاکمان ستم‌پیشه– در قالب مهره‌های سیاه قرار دارند و در دیگر سو، مردم عادی در قالب مهره‌های سفید. و همین‌جا با تناقض مواجه می‌شویم! زیرا اگر بازی‌گردانان، که توسط ترانه‌سرا به عنوان عناصری منفی معرفی شده‌اند، در هر دو جناح سفید و سیاه پشت پیاده‌ها سنگر گرفته باشند، دیگر چگونه یه طرف همه سیاه و / یه طرف همه سفیدن؟

 

********************************************************

****************************************

***********************

 

 

تناقض دیگری که در محتوای این ترانه می‌توان بدان اشاره کرد از این قرار است که در بند زیر:

 

تاج و تخت ِ شاه ِ دیروز

در ِ قلعه‌شون نمی‌شه

به خیالشون که این تاج

سرشونه تا همیشه

 

قدرت و ثروت حکومت امروز فزون‌تر از قدرت و ثروت حکومت پیشین دانسته شده است. اما بلافاصله در بند بعد:

 

یادشون رفته!

یادشون رفته که اون شاه

که به صد مهره نمی‌باخت

تاجو از سرش تو میدون

لشگر ِ پیاده انداخت

 

به حکومت امروز تلویحاً زنهار داده می‌شود که حکومت پیشین با چنان طمطراقی شکست خورد، پس شکست شما نیز حتمی‌ست. طبیعتاً قیاسی که در این بند میان حکومت پیشین و فعلی انجام شده است، زمانی معنا خواهد یافت که حکومت پیشین از حکومت فعلی قدرت‌مندتر در نظر گرفته شود. حال آن‌که در بند پیشین (تاج و تخت شاه دیروز...) عکس این مسئله عنوان شده بود.

 

ضمناً از آن‌جا که این ترانه بنا به دلایلی که ذکر شدند، از سلامت محتوایی برخوردار نیست، دیگر نیازی نیست که به مسائل مهم فلسفی و سیاسی نظیر جبر و اختیار و نیز علل اصلی تقابل مردم و حکومت و مسائلی از این دست پرداخته شود.

 

********************************************************

****************************************

***********************

 

از محتوای سردرگم و بلاتکلیف این ترانه که بگذریم، زبان ترانه‌ی شطرنج، زبانی شسته‌رفته و یک‌دست عامیانه است. تنها نکته‌ی منفی در باب زبان این ترانه از این قرار است که واژگان به عنوان ابزار ترانه‌سرا برای سرایش، باید هوش‌مند و هدف‌مند گزینش شوند و مورد بهره‌برداری قرار گیرند. اما مثِ و مثل ِ هر دو به یک معنا هستند و هر دو هم در زبان محاوره‌ای می‌توانند استفاده شوند. ترانه‌سرا می‌تواند با استفاده از مختصاتی از ترانه نظیر موسیقی، بافت، لحن و ... به انتخاب مثِ یا مثل ِ دست بزند. با این همه در ترانه‌ی شطرنج از هر دوی این‌ها استفاده شده است:

 

از پس ِ پرده نگاه کن!

مث ِ شطرنجه زمونه

هر کسی مث ِ یه مهره

توی این بازی می‌مونه

 

یکی مثل ِ ما پیاده

یکی صد ساله سواره

یه نفر خونه به دوشه

یکی دوتا قلعه داره

 

و مشخص نیست که چرا مثِ در بند اول به مثل ِ در بند دوم تبدیل شده است! هدف روزبه زاده از این تغییر چه می‌تواند باشد؟ در بند دوم چه تغییراتی حادث شده است که باید مثِ به مثل ِ بدل می‌شده است. آیا اگر دلیلی برای تغییر مثِ به مثل ِ نیابیم، نمی‌توانیم این‌گونه استنباط کنیم که روزبه زاده در این مورد باری‌‌به‌هرجهت و بی‌هدف از واژگان استفاده کرده است و نسبت به ابزاری که برای ترانه‌سرایی در اختیار دارد حساسیت لازم را مصروف نداشته است؟

 

نکته‌ی منفی دیگر در باب قافیه است. شاهد هستیم که ترانه‌سرا در همه‌ی بندها به جز دو بند، در پایان مصاریع دوم و چهارم واژگان را هم‌قافیه کرده است. آن دو بندی که قافیه‌بندی متفاوتی دارند یکی بند چهارم است:

 

اونا که اول ِ بازی

توی خونه‌ی تو و من

پیش ِ پای اسب ِ دشمن

اون همه سربازو چیدن

 

و دیگری بند آخر:

 

اون که ما رو بازی می‌ده

اونه که مهره رو چیده

اون که نه شاهه، نه سرباز

نه سیاهه، نه سفیده

 

قافیه‌بندی متفاوت بند آخر این ترانه، قابل توجیه است. زیرا گویی ترانه‌سرا در این بند قصد نتیجه‌گیری نهایی از روایت خود را دارد. اما چه علتی برای قافیه‌بندی متفاوت بند چهارم که در آن به طرز غیرمتعارفی مصاریع دوم و سوم و چهارم هم‌قافیه شده‌اند می‌توان یافت؟ زبان ترانه تغییر یافته است؟ موسیقی تغییری داشته است؟ لحن یا زاویه‌ی روایت دگرگون شده است؟ به سیاق استنتاج پیشین، آیا اگر دلیلی برای قافیه‌بندی متفاوت و غیرمتعارف بند چهارم نیابیم، نمی‌توانیم این‌گونه استنباط کنیم که روزبه زاده در این مورد باری‌به‌هرجهت و بی‌هدف از قافیه استفاده کرده است و نسبت به ابزاری که برای ترانه‌سرایی در اختیار دارد حساسیت کافی را مبذول نداشته است؟

 

در انتها لازم به ذکر است که ترانه‌ی شطرنج در صورت برخوردار بودن از محتوایی هدف‌مند و هوش‌مندانه، می‌توانست در زمره‌ی ترانه‌های خوب سالیان اخیر قرار گیرد که شوربختانه این‌گونه نیست، و تنها اندکی تدقیق در این ترانه کافی‌ست تا ذهنیت مثبتی که در مواجهه‌ی اول با آن، در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد، فروبریزد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:20  توسط احسان  |