حسادت:
حسادت ترانهایست که در قیاس با ترانههای شهیار در این چند سال اخیر، حتی نمرهی قبولی هم نمیگیرد. ترانهای که نه تنها هیچ تکهی برجستهای ندارد، بل تکههایی از آن ناشیانه نوشته شده است.
مصاریعی مانند:
- آغوش تو حادثهای مبارک
- سایهی تو سروناز ِ ناز ِ ناز
- بیوقفه با تو، با تو قد کشیدن
هیچ جذابیّت و زیبایی خاصی ندارند. در کنار چنین مصاریعی، ضعفهایی نیز در پایین آوردن کیفیت این ترانه تلاش میکنند:
1- هرگاه بخشی از ترانه به نحوی نامناسب با سایر قسمتهای آن همآهنگی و همحسی نداشته باشد بافت ترانه آسیب جدی میبیند. این اتفاق چند بار در ترانههای شهیار رخ داده است. گمان نمیکنم اکثریت قابل توجهی از افرادی که در حال شنیدن ترانهی دوستم داشته باش شهیار قنبری هستند، پس از شندین این تکه:
باز شو تا پرواز
سبز باش از آواز
آشتی کن با رنگ
عشقبازی با ساز
دوستم داشته باش
سیبها خشکیده
یاسها پوسیده
به یکباره تاب و توان و تمایل شنیدن مصراع نامتعارف و ناهمگونی مانند شیر هم ترسیده را داشته باشند.
همین ناهماهنگی و عدم مُجانست، در ترانهی ترانهی باحال قنبری نیز، آنجا که پس از تکهی زیر:
رویای ما به سر اومده
حالم بده، حالم بده
سر رفتنو چه خوب بلده
حالم بده، حالم بده
حالم بده، دلم واسه تو لک زده
ناگاه با مصراع نون خامهای دیده باز ناخنک زده مواجه میشویم، به چشم میآید.
متذکر شوم که این ناهمگونیها با آشناییزدایی تفاوت ماهوی دارد؛ چه در آشناییزدایی کلیشهگریزی روی میدهد، اما در نمونههای فوقالذکر تنها و تنها گسیختگی و خدشهای توجیهناپذیر بر بافت ترانه وارد آمده است.
همین لطمه بر بافت ترانهی حسادت نیز تحمیل شده است:
هر فکر ساده، فکر کودکانه
پیش تو کشف شعر عاشقانه
دلشورههای صدای پای تو
حتی حسادت به گربههای تو
توجه داشته باشید خردهای که بر مصراع حتی حسادت به گربههای تو وارد است، ارتباطی به معنای آن ندارد. حسادت به گربههای معشوق در این ترانه، فارغ از زیبا بودن یا نبودنش، تجانسی با سایر مصاریع ندارد.
2- زبان ترانهی حسادت محاورهایست. حال پرسشی که گمان نمیکنم پاسخی داشته باشد این است که واژهای مانند گیسوانـَت در میانهی یک ترانهی با زبان محاورهای، چه جایگاهی دارد؟ گیسوانـَت که بیشتر به کار اشعار اُلتراکلاسیک میآید و حتی پتانسیل تداعی زبان کلیله و دمنه در ذهن را نیز دارد، چرا باید در بستر ترانهای که زبانش رسمی است بنشیند و ترانه را از ورطهی زبانآشفتگی نیز بگذراند و به زبانشلختگی فروبکشد؟ در حضور گیسوانـَت، دیگر چه جای پرداختن به مسائل ظریفی نظیر این است که چرا حادثهای مبارک به صورت حادثهیی مبارک اجرا نشده است؟
3- تلاش من برای تأویل مصراع سوم بند زیر نتیجهای نداد:
با گیسوانت صد تا رویا بافتن
بیوقفه با تو با تو قد کشیدن
به وقت رویا، حتی دیر دیرم
در غیبت تو حاضرم بمیرم
به اعتقاد من معنای این مصراع دور از ذهن است و به اصطلاح تعقید دارد، که از عیوب بلاغت کلام محسوب میشود.
معجزه:
معجزه علیرغم اینکه ترانهای متفاوت بهویژه از منظر مضمونپردازی است، اما ترانهی زیبایی نیست. اساساً آهنگی با چنین ملودی و ریتمی، باید ترانهاش بارها روانتر و سادهتر از ترانهی فعلی باشد. چند نکته در باب این ترانه:
1- یکی از تأویلهای بیت زیر:
میدونچه از اشک قناری خیسه
با اشکاش اسم تو رو مینویسه
بدینگونه است که میدانچهی شهر دارای آبنماییست که در آن آب از طریق چشمان مجسمهی یک قناری داخل حوض میریزد و همین منظره نزد ترانهسرا تداعیکنندهی معشوق است.
2- در قاموس مکتوب و محفوظ فارسیزبانان خط کسی را نوشتن ناقل هیچ معنایی نیست. حتی فعل خط نوشتن هم معنایی که مرتبط با مصراع رو کاغذاش خطمونو مینویسه باشد ندارد. از این رو معنای این مصراع به کلی مبهم است.
3- مصراع میاد زیارت، آخه توبه کرده چه از نظر کلام و چه از نظر ملودی بسیار ضعیف است.
4- در بند زیر:
پنجرهها رو به تو باز ِ بازن
پردهها هم به سایهمون مینازن
معجزهی دست تو رو میسازن
مشخص نیست در صحنهای که پنجرهها باز ِ باز هستند، پردهها چه جایگاهی دارند و چه نقشی بازی میکنند! بگذریم از اینکه این بند اساساً گنگ است و تعقید دارد. توجه داریم که ما با ترانه مواجه هستیم، نه با یک متن ثقیل ادبی. شهیار قنبری در مصاحبهاش در برنامهی آنکات عنوان کرد که ترانههایش لایههای معنایی دارند و در صورتی که مخاطب لایههای ژرفتر ترانه را مکاشفه نکند، میتواند از همان لایهی رویی نیز بهره بگیرد. با توجه به گفتهی وی این پرسش پیش میآید که مخاطب از لایهی فوقانی بند فوقالذکر چه تأویلی میتواند داشته باشد؟
5- جای پای کسی روی صورت دیگری را تصور کنید! زیباست؟ در نظر بگیرید ترانهسرایی از این تصویر استفاده کند و در ترانهای رمانتیک بگوید:
رو صورت ستارهها
جای پای عاشق ما!
گمان میکنم با من همعقیده باشید که شهیار نتوانسته با استفاده از این تصویر زمخت و ناخوشایند، ایماژی عاشقانه ارائه دهد.
6- غزلخنده به اعتقاد من حاصل تلاش بیملاحظه در ترکیبسازیست. ترکیب زیبایی نیست. وانگهی، ترکیباتی از این دست متن را سنگینتر میکنند و این سنگینی با ملودی و ریتمی که برای ترانهی معجزه در نظر گرفته شده است، سنخیت ندارد.
*********************************
*************************
****************
********
(1): تکیهی بلاغی (rhetorical accent) تکیهایست که به واسطهی آن یک یا چند واژه به نسبت واژگان همسایهشان، به هنگام تلفظ، برجستگی و وضوح بیشتری مییابند. یک جمله اگر چه میتواند تکیهی بلاغی نداشته باشد، اما میتوان در صورت لزوم با قرار دادن تکیهی بلاغی بر روی واژه یا واژگانی، آن واژه یا واژگان را برجسته کرد. مثلاً در جملهی دیروز هوا بارانی بود، گذاشتن تکیهی بلاغی بر روی واژهی دیروز این تأکید را میرساند که روزی که باران بارید دیروز بود (و مثلاً امروز یا پریروز نبود). نیز میتوان به جای قرار دادن تکیه بر روی دیروز، تکیه را بر روی بارانی قرار داد و بدین شکل تأکید کرد که دیروز هوا مشخصاً بارانی بود (و مثلاً برفی یا طوفانی نبود). طبیعتاً تکیه را بر بیش از یک واژه نیز میتوان قرار داد. به عنوان نمونه با قرار دادن تکیه بر هر دو واژهی دیروز و بارانی تأکید میکنیم که مشخصاً دیروز هوا مشخصاً بارانی بود.
ادامه دارد...