تبليغاتX
ترانه‌ی نوین -

ترانه‌ی نوین

ظالم:

 

ترانه‌ی ظالم که چندین سال پیش بی‌آن‌که به مرحله‌ی انتشار رسمی برسد توسط ابی اجرا شده بود، اینک به وسیله‌ی راستین اجرا شده است. ظالم هم‌کیفیت دو ترانه‌ی دیگر اردلان سرفراز نیست. ظالم شاه‌بیت ندارد و ترانه‌ای که ابیات یا دست‌کم بیت برجسته‌ای نداشته باشد، عمدتاً نمی‌تواند ترانه‌ی تراز اولی باشد. وانگهی زبان‌آشفتگی و حشو قبیح نیز در این ترانه به چشم می‌آید. سه نقیصه‌‌ی این ترانه را مرور می‌کنیم:

 

1- ماضی نقلی‌یی که در زبان عامیانه به کار‌ می‌رود با ماضی نقلی ِ زبان رسمی متفاوت است. حال آن‌که اردلان سرفراز ماضی نقلی زبان رسمی را بدون تغییر، در زبان عامیانه به کار می‌برد. صورت ِ رسمی ِ ماضی ِ نقلی ِ مصدر ِ گرفتن، به صورت گرفته‌ام، گرفته‌ای، گرفته‌ است، ... صرف می‌شود. حال آن‌که در زبان عامیانه، ماضی ِ نقلی ِ همین مصدر، به صورت گرفته‌م، گرفتی، گرفته، گرفتیم، گرفتین، گرفته‌ن صرف می‌شود. پس طبیعتاً گرفته‌ای راه نفس باید به صورت گرفتی راه نفسو درآید تا عامیانه باشد (طبیعتاً با رعایت وزن و قافیه‌ی ترانه)، وگرنه کاملاً رسمی‌ست. توجه داریم که گرفتی در گرفتی راه نفسو همانند ماضی ساده تلفظ نمی‌شود و از نظر تکیه‌ با آن متفاوت است.

 

2- زبان ِ مرا در مصراع ِ مرا نبر به ناکجا! رسمی‌ست. حال آن‌که زبان ترانه‌ی ظالم عامیانه است. جالب این‌جاست که در همین ترانه از صورت عامیانه‌ی مرا هم استفاده شده است:

 

ظالم! ظالم! منو میازاری و بس

 

موردی که اشاره شد مصداق صریح زبان‌آشفتگی‌ست و برخلاف ترانه‌ی سیمرغ، هیچ تأویلی را نمی‌یابم که دست‌آویز مبرّا دانستن این ترانه از زبان‌آشفتگی قرار دهم.

 

3- در بیت زیر:

 

با همه خوب، خنده به لب

به جان من خشم و غضب

 

دو واژه‌ی خشم و غضب هم‌معنا و هم‌کارکرد هستند. به عبارت دیگر حشو قبیح اتفاق افتاده است.

 

 

*********************************

*************************

****************

********

 

 

شهیار قنبری نیز همان‌گونه که اشاره شد صاحب سه قطعه از ترانه‌های این آلبوم است:

 

 

خوش:

 

ترانه‌ی خوش بهترین ترانه‌‌ی شهیار قنبری در این آلبوم است. دو بیت بسیار زیبای:

 

وقتی که رؤیا می‌بافم

اسم تو نقش قالیه

 

و:

 

خوشم که سایه‌های ما

دلیل رقص آتشه

 

در کنار ابیاتی مانند:

 

خوشم که رؤیای توام

دلیل بی‌خوابی تو

 

از خوش ترانه‌ای زیبا ساخته‌اند. ملودی و تنظیم این آهنگ نیز زیباست.

 

دو نکته درباره‌ی این آهنگ قابل اعتناست:

 

1- در همان بیت آغازین –که هم‌راه با بیت دوم ترجیع‌بند را نیز تشکیل داده‌اند– چرایی حضور واژه‌ی چنان به واسطه‌ی آکسان‌گذاری اشتباه در هاله‌ی ابهام فرورفته است. طبیعتاً کسی که خوش است، از غصه تهی‌ست. حال اگر ترانه‌سرا قصد دعوت از واژه‌ای نظیر چنان به ترانه‌اش را دارد، باید برای برهم‌ نخوردن منطق ترانه، به روی‌‌داد ِ پس از چنان حدّت ببخشد. در این ترانه علی‌رغم حضور واژه‌ی چنان، هیچ شدت و تأکیدی در گزاره‌ی که غصه‌هامو می‌کُشم مشاهده نمی‌شود. به زبان ساده‌تر، اگر گزاره‌ی که غصه‌هامو می‌کُشم را از این بیت حذف کنیم، باز آن‌چه بر اثر شنیدن عبارتِ خوشم! خوشم! به طور طبیعی در ذهن مخاطب تداعی می‌شود این است که ترانه‌سرا غصه‌هایش را از بین می‌برد. پس اگر ترانه‌سرا بر آن است که چگونگی از بین بردن غصه‌هایش را نشان دهد و مثلاً این‌گونه بنماید که با غصه‌هایش مدارا نمی‌کند و یا به غصه‌هایش بی‌اعتنایی نمی‌کند، بلکه از فرط خوشی غصه‌هایش را می‌کُشد، آن‌گاه باید به هنگام اجرای آهنگ، بر روی فعل می‌کُشد تکیه‌ی بلاغی (1) گذاشته ‌شود.

 

2- به این بخش از ترانه دقت کنید:

 

خوشم که از تو پُر شدم

جایی که دستا خالیه

وقتی که رویا می‌بافم

اسم تو نقش قالیه

 

خوشم که تا تو می‌رسم

صاحب این ضیافتم

 

خوشم، خوشم، چنان خوشم

که غصه‌هامو می‌کشم

همه ته ِ ته ِ صفن

فقط منم که چاوشم

 

مشخص نیست چرا پس از بند ِ خوشم که از تو پُر شدم... به یک‌باره به بیتی می‌رسیم که مشخص نیست –بنا به نقص قافیه‌اش– بیتی از یک بند است که بیت دیگرش حذف شده است، و یا اساساً یک تک‌بیت ِ مستقل است! و اگر یک تک‌بیت ِ مستقل است پس چرا قافیه‌های معیوب دارد؟ اگر شناسه‌‌ی افعال می‌رسم و ضیافتم که الحاقی هستند را حذف کنیم، با واژگانی مواجه خواهیم بود که قافیه نیستند. اگر از منظر قافیه‌شناسی آکادمیک هم به بررسی قافیه‌پردازی ترانه ننشینیم، باز هم هم‌قافیگی ِ می‌رسم و ضیافتم از منظر خوش‌آهنگی و گوش‌نوازی، مناسب نیست. شوربختانه قوافی معیوب و بعضاً غلط در ترانه‌های شهیار قنبری کم نیست. این پرسش همواره به سمت ذهن بسیاری از مخاطبان جدی ترانه روانه ا‌ست که چرا ترانه‌سرایی که می‌تواند بند خارق‌العاده‌ای مانند:

 

قلب من اندازه‌ی مشت منه

مشتمو برای تو وا می‌کنم

چشم من اندازه‌ی پنجره‌هاس

تو رو بی‌پرده تماشا می‌کنم

 

را بنویسد، باید در چندین و چند ترانه قوافی معیوب و بعضاً غلط داشته باشد! به چند نمونه از قافیه‌پردازی‌های اشتباه شهیار نگاه کنیم:

 

راه من:  

 

خواب خنده لحظه به لحظه

آخر خون ته شکنجه

 

عشق یعنی همه چیز:

 

 

نگو ما دو تا کمیم

من و تو این همه‌ایم

 

آزاد:

 

زنگ نقاشی آزاد

هر جور که باشی آزاد

بر کاغذ و بر دیوار

هر چی نوشتی آزاد

 

نازَک:

 

می‌نویسم: نازک من!

هر چه گل‌واژه‌س خبر کن

رخت آفتابی به تن کن

ظلمتو زیر و زبر کن

 

تو:

 

فکر صبح و ظهر و شامی

همه کسب و کار مایی

 

اتاق من:

 

صبح شانزلیزه مهتابی بود

قصر ورسای آبی آبی بود

مثل خواب سالوادور دالی بود

شهر پاریس شهر بی‌خوابی بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 13:32  توسط احسان